محمد سعيد جانب اللهى
260
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
خانه بازمىگشتند و بر اين باور بودند كه ماليدن عضو قولنج گرفته به اين درخت موجب رفع بيمارى مىشود . در بعضى از روستاهاى فومن و سياهكل علاوه بر خوردن ميوه و ماليدن عضو قولنج گرفته به درخت ، مقدارى از پوست درخت را نيز بر محل درد مىگذارند ( بشرا و طاهرى : 76 ) . دعادرمانى كه شامل نذورات ، قربانى ، نمازخوانى و دعاست و بيشتر براى كودك كاربرد دارد . از مقدمات دعادرمانى سركتاببينى است كه به ترتيب زير انجام مىشود : سركتاببينى : دعانويس ابتدا اسم خواهنده و مادر او را پرسيده حروف آن را به محاسبهء ابجد به عدد درمىآورد . سپس جمع آنها را دوازده دوازده طرح نموده باقىمانده را طالع سركتابخواه و دعاخواه مىداند . حروف ابجد : از صور هشتگانه حروف جمل است كه ترتيب حروف الفباى مردم فينيقيه بوده است بدين ترتيب : ابجد ، هوز ، حطى ، كلمن ، سعفص ، قرشت ، ثخذ ، ضظغ ، و در حساب جمل الف تا طاء به ترتيب نماينده يك تا نه ، و ياء تا صاد به ترتيب نماينده ده تا نود ، و قاف تا غين به ترتيب نماينده صد تا هزار است ( نك . دهخدا ) . در طالعبينى براى سهولت آن را طرح و تصغير نموده چنين عدد دادهاند : الف 1 ، ب 2 ، ج 3 ، د 4 ، ه 5 و 6 ، ز 7 ، ح 8 ، ط 9 ، ى 10 ، ك 8 ، ل 6 ، م 4 ، ن 2 ، س ساقط كه پس از طرح 12 ، 12 چيزى از آن باقى نمىماند ، ع 10 ، ف 8 ، ص 6 ، ق 4 ، ر 8 ، ش ساقط ؛ ت 4 ، ث 8 ، خ ساقط ؛ ذ 4 ، ض 8 ، ظ ساقط ، غ 4 ؛ و اين اعداد صغير راهنماى سركتاببين بوده به اين طريق كه مثلا اسم خواهنده ربابه و اسم مادرش كوكب باشد ، ر 8 ، ب 2 ، الف 1 ، ب 2 ، ه 5 ، جمعا 18 مىآيد . پس از طرح 12 ، 6 از آن باقى مىماند ، اسم مادر كوكب ك 8 ، واو 6 ، ك 8 ، ب 2 ، جمع 4 2 . پس از طرح 12 ، 12 از آن باقى مىماند كه آن نيز حذف و 6 به جا ماندهء همان عدد طالع خواهنده است كه متعلق به برج ششم عربى يعنى سنبله است . سركتاببازكن كتاب خود را باز مىكند ، برج سنبله را مىآورد ، از اثرات آن برج شرح حال خواهنده را برايش مىخواند ( شهرى : 255 - 4 / 253 ) . طالع مرد و زن در هر برج متفاوت است كه در شرح سنبله نساء چنين آمده است : « اما صاحب طالع سنبله زنى باشد بلندبالا ، سرخ و سفيد ، پاكدامن ، رحيمدل ، خوشسلوك ، عاقل و دانا ، در اعضا نشانى دارد و نزد خلايق عزيز و مكرم باشد . از اقربا دور افتد و وى را مالى نصيب باشد . رنجورى و سختى كشيده يا خواهد كشيد . يك نفر سبزهرو با وى عداوت دارد ، حذر كند . بهتان بر